حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

403

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

مردم ماوراء النهر بعد از فتوحات عظيمى كه بدست سلطان محمّد خوارزمشاه ميسّر شده بود مكرّر از ظلم و جور و ننگ استيلاى قراختائيان بخوارزمشاه شكايت مىبردند و خود سلطان هم از پرداختن خراج ساليانه بايشان در زحمت بود به همين علّت در سال 606 رسول گور خان را كه براى وصول خراج آمده بود در آب انداخت و در آخر همين سال هم بعزم تصرّف ماوراء النّهر به آن جانب حركت نمود . مردم بخارا مقدم سلطان محمّد را احترام فراوان كردند و در رسيدن بسمرقند خاقان آنجا نصرة الدّين عثمان خان ملقّب بلقب سلطان سلاطين كه با گور خان قراختائى صفائى نداشت به خدمت خوارزمشاه آمد و قبول نمود كه بنام سلطان محمّد خطبه بخواند و سكّه بزند . سلطان بعزم تسخير ممالك اصلى قراختائيان از شطّ سيحون گذشت و در ربيع الاوّل 607 اردوى تاينگو والى شهر طراز سردار گور خان را شكست داد و او را باسيرى گرفت و بخوارزم آورد و كشت از اين تاريخ ببعد سلطان محمّد بالقاب سنجر و اسكندر ثانى ملقّب گرديد . امّا گور خان به زودى بسمرقند لشكر آورد و پس از شكست دادن عثمان خان و خوارزمشاه آن شهر را گرفت و سلطان محمّد گريخت . گور خان كه در اين تاريخ از جانب حدود شمالى و شرقى ممالك خود گرفتاريهاى سخت داشت با عثمان خان صلح كرد و با گذاشتن شحنه‌اى از جانب خود در سمرقند و تحميل خراج ساليانه ببلاد اصلى خود برگشت . از ملوك خراجگزار گور خان يكى كه كوچلك خان لقب داشت و بر قوم نايمان از مغولان عيسوى رياست ميكرد در اين تاريخ بر گور خان عاصى شده بود و مركز بلاد او را تحت تهديد قرار داده بود و گور خان هم بيشتر براى دفع او از سمرقند بعجله مراجعت كرد . سلطان محمّد اين پيش‌آمد را براى كشيدن انتقام شكست سابق مناسب ديده بار ديگر ببخارا و سمرقند آمد و عثمان خان مجددا با او يار شد و خوارزمشاه كه پس از مغلوب ساختن بسپاهيان گور خان بزدوخورد با كوچلك اشتغال داشت با عثمان خان بخوارزم